خرید بک لینک

یک لحظه فکر کردم چقدر دلم برای شبهای سرد زمستان و هاتچاکلت و «گفتگو» تنگ شده. سرما که آمده... هاتچاکلت و گفتگو هم که مهیاست... جای زمستان خالیست...

و هنوز تابستان، خودش را جمع نکردهاست. و منِ سرمایی، چقدر خائنام و چقدر دلم برای همهچیزهای ناهمگون، تنگ میشود. برای تابستان تنگ میشود، برای زمستان تنگ میشود، برای عید، اردیبهشت، اسفند، یلدا... چقدر دلم برای آنِ همهی فصلها، تنگ میشود.


* شمس لنگرودی

برچسب: نویسنده: سام اکبری‌پور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 18:36

صفحه بندی