.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt;line-height:150%;font-family:"B Nazanin";mso-bidi-language: FA' lang="FA">و پروست گاهی، به سبک خودش شوخطبع هم میشود:
اگر او چیزی نمینواخت، گپ میزدند، و یکی از دوستان، اغلب نقاش موردعلاقهشان در آن روزها، بهقول آقای وردورن «یکی از آن تکههایی میپراند که همه را به غش و ریسه میانداخت»، بهویژه مادام وردورن را ـ که چنان عادت داشت تعبیر مجازی احساسهایی را که به او دست میداد واقعی بگیرد ـ که یکبار دکتر کوتار (که در آن زمان جوان و تازهکار بود) مجبور شد آروارهاش را که از زور خنده دررفته بود، جا بیندازد.