
ایستاده بود کنار جوی آب. باریک و بلند بود با آن پیراهنِ مشکی. بازوهایش برهنه بود، سفید سفید. موهای بافتهاش را پشتِ سرش انداخته بود. عینک داشت. پیراهنش چیندار بود، چینهای ریز، آن هم دور کمر. ل...
ادامه مطلب
جناب مستطاب فری کثیف میu200eفرمایند کفتر آنجایی تیر میخورد که دون خورده. ...
ادامه مطلب