فقط خاطره‎بازی و نه چیزی بیشتر

متن مرتبط با «باشم» در سایت فقط خاطره‎بازی و نه چیزی بیشتر نوشته شده است

ترسم چو بازگردی، از دست رفته باشم... *

  • نیلوبلاگ

    دستش آرام دستم را لمس کرد تا به حرکت واداردم و بعد رها شد. نه که ملاحظه کند. ملاحظهای در کارش نبود، در تماسهای دستش با دستم، با صورتم، با موهایم، با شانهام، با کمرم. لمس میکرد، بیمنظور... ظاهرا بیمنظور. و من و دست و صورت و موها و شانه و کمرم با این تماسها کنار آمده بودیم. با بیمنظوریِ این تماسها. من و دست و صورت و موها و شانه و کمرم خودمان را به خریت زده بودیم. ساده بود. فکر نکردن، خ...

    ادامه مطلب